۱۳۸۷ آذر ۲۵, دوشنبه

قول داده بودم و حالا. . .

وقتی آمدم آلمان اصلا فکر نمی کردم یک روز دنبال رشته حقوق بروم ، ولی امروز من آخرین امتحان را دادم .یک راه جدید ، یک دنیای جدید سال 2006 من قدم به این وادی گذاشتم ؛ راستی دلیل نمی دانم ، ولی الان راضی هستم، حداقل وقتی لازم باشه می توانم از حق خودم به طریق قانونی دفاع کنم، و شاید مهمتر از همه ،دیگه دلم مهم نیست و باید احساس را قربانی استدلال کنم و این از همه چیز برای من احساساتی مهم تر است . این راه رابا حمایتی بی دریغ مامان و بابا و برادر نازنینم به مقصد رساندم . آیا با کلام می توانم تشکر کنم . راستی این راه را چرا انتخاب کردم و به شما سختی دادم ؟
به قول آلمانی ها این هم پشت سر گذاشتم ،ولی هنوز خیلی در ها بسته است که می شود ؛ حتی آنها را باز کرد . پس باز یک چیز مانده و من به آن باید برسم و آن را هم بدست می آورم . اگر لازم باشه باز هم امتحان بدم و بازهم از هم امتحان بترسم . ;-)

Ich habe euch versprochen ,und es habe ich schon geschafft
Dann muss ich euch dankbar sein ,weil ich ohne eure Unterschützen nie dieses Ziel erreichen könne .Ich habe noch ein Ziel zu erreichen .es
ist nicht zu schwer ,aber es ist mein Traum ,ihr kennt es
Ich liebe euch

هیچ نظری موجود نیست: