رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از June, 2009

... گفت این دعا ملایک هفت آسمان کنند .

باز هوس حافظ کردم و تفالی زدم و لسان الغیب گفتند

گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند
گفتا به چشم هر چه تو گويی چنان کنند

گفتم خراج مصر طلب می‌کند لبت
گفتا در اين معامله کمتر زيان کنند

گفتم به نقطه دهنت خود که برد راه
گفت اين حکايتيست که با نکته دان کنند

گفتم صنم پرست مشو با صمد نشين
گفتا به کوی عشق هم اين و هم آن کنند

گفتم هوای ميکده غم می‌برد ز دل
گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند

گفتم شراب و خرقه نه آيين مذهب است
گفت اين عمل به مذهب پير مغان کنند

گفتم ز لعل نوش لبان پير را چه سود
گفتا به بوسه شکرينش جوان کنند

گفتم که خواجه کی به سر حجله می‌رود
گفت آن زمان که مشتری و مه قران کنند

گفتم دعای دولت او ورد حافظ است
گفت اين دعا ملايک هفت آسمان کنند
و در تعبیر آمد :به مراد و مقصود خود خواهی رسید. با دوستان و بزرگان با تجربه چاره اندیشی کن تا با راهنمایی آنها زودتر به مقصود برسی. تردید و شک را از خود دور کن. در راه عشق ثابت قدم و استوار باش.این عشق چیست ؟ در کجایی این فلب سنگین من خود را پنهان کرده است؟ کدام دوست است که آدرس این منزلگاه را می داند؟ من منتظر هستم ، بیا ای دوست ، تو می توانی عصا کش من شوی در ا…

حبست را بکشم؟؟؟؟؟!!!!!

-->دیشب وسط نوشتن مشق شب بودم که تلویزیون خبر مر گ زودرسمایکل جکسون(؟!!!!؟؟؟؟را داد. دیدم نمیشه باید حسابی فضولی کنم زدم کانال سی.ان.ان دیدم بلهخواننده دوران جوانی ما جان به جان آفرین تسلیم کرده، تازهفارافاستهنر پیشه آمریکایی که دل همه مرد ها را به خاطر موهای طلایش کلی برده بودهم از دنیا رفت. خلاصه تلویزیون شد دیشب وسیله حال گیری یک جوری. امروزهم که به سلامتی به قول این ور آب "ترمین" پشت "ترمین" از این ور به اونور باید می رفتم . خدا هم لعنت کند اصلا همه میکروب های مضر را که من بایدبه خاطر بد ذاتی فطری آنها باید مشق بنویسم.بعد از ظهری زد به سرم برم، اصلا یک کافه ای بخورم و این درد پیچیده در دلرا خالی کنم آخه دیشب هم حسابی حالم گرفته شده بود. می خواستم درد و دلکنم ؛ یک زنگ زدم به یکی از این دوستان ، دیدم باهاش میشه کلی خندید و کمیاز داستان زیزیگولی و فمینیستی و از این جور حرفا براش گفت و خوب بهدلیل شخصیت بالا اجتماعی اش به رو مبارک نیاره و بگذاره من داغ دلم راتازه کنم. البته بگم کار به بدگویی از جنس مخالف نشد و من از اول تا آخرامروز از خانم های ایرانی نه …
. . .
I need a hero
I'm holding out for a hero till the end of the night
he's gotta be strong and he's gotta be fast
and gotta be fresh from the fight
I need a hero
I'm holding out for a hero till the morning light
He's gotta be sure and he's gotta be soon
And he's gotta be larger than life
Larger than life
. . .

پی نوشت: دلم تنگ شده و خیلی هم

کاش در ایران بودم و در این دنیایی مجازی غرب نبودم

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دل ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می نشود گشته ایم ما
گفت آن چه یافت می نشود آنم آرزوست

بلیط آفریقا جنوبی را برامون نگرفتند!

جام جهانی نرفتیم و بلیط آن سوخت رفت. ولی با صدای بلند می گوییم :" بچه های تیم ملی خسته نباشید. شما دلاوران دنیایی ورزش دیگه از این بهتر نمی توانستید در صحنه باشید.
طبق معمول عربستان شانس آورد و ما باید می جنگیدیم. بر و بجه ها حسابی در میدان کار وراز جنگیدن . برای ما برنده هستند. حالا کی حال داشت پاشه این همه راه بره تا آفریقایی جنوبی .کارهای مهمتر در ایران داریم.

پی نوشت: اوضاع که از المپیک که بدترنیست. ;-)

سحرگاه

سحر شد و من بیدارم. بلبل های باغ ما می خوانند از قصه ها می گویند. خبر از پشت آن کوه می دهند و داستان آن دوست را برایم می خوانند. با تو به این قصه گوش کردم. شب را به سحر سپردم. من و تو و او داستانی مهر ورزی را شتیدیم و باز هم شنیدیم، ولی درک نکردیم. پس سفر کردیم و به سرزمین آفتاب سرکشیدیم تا حقیقت را با سرانگشتان ذهن لمس کنیم. آسمان آنجا همرنگ دریا بود و خط طلوع به سرخی شقایق.

....

...
باران می بارد
و من می نویسم
بی عنوان می نویسم
و باز هم می نویسم
از تنهایی و دل مردگی می نویسم
از خستگی می نویسم
شاید هم از تنهایی فریاد می زنم
و می نویسم
از آن یار مهربان می نویسم
برای آن دوست می نویسم
از آن نگار در بند
و چهره ای می آفرینم
باز بوم و قلم
. . .
بوی رنگ همه جا را می گیرد

تصویرآخر را می کشم
و آرام نمی گیرم
و به امید سحر بیدارمی مانم
اما
ترس دارم
از صدای سکوت هراسانم
از این شب سیاه
صدای رعد
و از این باران می ترسم
ترس دارم
و
تصویر این شب تار
برای تو و خودم
بر برگی سپید از خاطره می کشم
و بیدار می مانم
تا مهر از پشت آن کوه سلام کند
شاید خواب به چشمانمان بیاید

به یک تفاوت رای دادم، به آن تفاوتی که برای فردا آرزو می کنیم

رفتم رای دادم و آمدم، کتابخانه دانشگاه فرانکفورت ببینم، تا دنیا دست چه کسی است. مثلا قبل این انتخابات کلی تحقیق کرده بودم. بررسی های من در کمتر از یک دقیقه تمام شد. روی یک کاغذ سبز رنگ بک اسم نوشتم با یک عدد دو رقمی. این بود داستان.
اینجا روی میز کافه تریا کتابخانه عکس زیر بهم یک چشمک زد.


این یکی از سیاسی ترین روزنامه های آلمان است و امروز نوشته بود: سبز ها - الان هم در ایران .
اما متاسفانه تفاوت سبز آلمان با سبز ایران مثل تفاوت زمین است تا آسمان !!!

شاید هم راست میگه! من که تا حالا این همه لباس سبزکنارهم ندیده بودم و همینطور اینقدر آدم بی اطلاع! ایرانی های که یک سال پیش همشون اگر با یک عرب سلام و علیک می کردی می پریدن بهت که تو چرا با این پا برهنه ها سوسمارخور حرف می زنی.! هر روز دم می زدند که این عرب ها که با اسم "سید" آمدن و دو هزار و پانصد سال ایرانی با فرهنگ بودیم، تمدن ما را به لجن کشیده اند. وای به روزگار من و امثال من که بار گذشته پای صندوق رای رفتیم . هزارتا تف و مرگ شنیدیم . شعور اجتماعی ما رفت زیر یک علامت سوال به اندازه کوه. همین دوستان امروز با تی شرت سبز و…

ما نیمی از جمعیت ایران هستیم( کاری از رخشان بنی اعتماد)

ما از رئیس جمهور آینده چه می خواهیم؟ بخش اول بخش دوم بخش سوم بخش چهارم بخش پنچم آقای رئیس جمهور ما امروز در کنار شما گام برمی داریم و پای صندوق رای می آییم و مطمئن باشید که شما را فردا هم تنها نمی گذاریم. چرا که این را حق خود می دانیم در آینده خود سهیم باشیم و خود را نیمه ای جدا ناپذیر از ایران می دانیم. به امید ان روز که آواز خوش برابری زنان ومردان در همه زمینه های زندگی از سراسر گیتی به گوش برسد.

پی نوشت: خانم بنی اعتماد باز یک گام جلو تر از دیگران آمار

در ادامه اطلس آلودگی خاک در ایران

جناب اصیلیان می دانید، شما از تریبون دولتی برای تبلیغات به نقع سازمان تحت کنترل ریاست جمهور فعلی که کاندیدا برای دوره بعد می باشنداستفاده کرده اید؟ در دوران تبلیغات برای انتخابات استفاده کردن از امکانات دولتی خلاف قانون است و به سه کاندیدا ریاست جمهوری حق شکایت را داده اید؟
شما از کارهای - اطلس آلودگی خاک و آلودگی آب های زیرزمینی - صحبت کرده اید، که طرح و بررسی آن در یک کشور دیگر انجام شده است و دوستان محترم در سازمان هم در جریان بودند.
آقای اصیلیان من نمی دانم ولی این کار اینقدر بزرگ است که شما جز با انتشار اطلاعات سر هم بندی شای هم کپی رایت شده _طبق معمول _ برای چه تلاش می کنید؟ این خاک کشور شما است و شما و فرزندان شما در آن زندگی می کنید. بگذارید تنها یک سوال کنم اگر جواب دادید باید واقعا همه ملت ایران ایران انگشت به دهان بمانند که شما در کمتر ار هشت ماه یک معجزه کرده اید! باید گفت ایران کشور معجزه ها .
منبع سموم کشاورزی مورد استفاده در کشورمتعلق به چه سالی است؟
اگر شما این لیست را در این هشت ماه گذشته باز نگری و منتشر کرده اید که باید گفت : دست مریزاد ، احسنت . . .

اطلس آلودگي خاك؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آقای اصیلیان اعلام کرد کهاطلس آلودگي خاكبزودی انتشار می یابد. این که در سال گذشته سازمان به قکر درمان بی قانونیدر زمینه خاک هست جای تقدیر است ولی برای من بسیار جالب است که تنها در یکسال ما این گام ها را بسیار سریع برمی داریم آری در کشور های دیگر باتدبیر ومطالعه برای ارائه هر مسئله علمی مطرح است نه سرعت و طبق معمول بهرخ کشیدن و شاید البته امروز مسئله امتخابات. در طول کمتر از یک سال هیچشناخت کاملی و هیچ بررسی منسجمی بر روی خاک در سازمان محیط زیست موجودنیود و امروز. دوست ندادم باز بگویم ولی شاید باز مسئله سری بودن اینمسائل بود .
جنابآقای اصیلیان در سال گذ شته تا ابتدای ماه مهر در ایران هیچگونه قانونی درمورد خاک نوشته نشده بود وبرای مواد آلوده کننده خاک و آب ما تا سال پیشدر ایران حتی یک جمله نوشته نشده بود و در سازمانی که بنا به گفته مسئولینحتی یک کلمه در مورد آب های زیرزمینی نوشته نشده بود و من مجبور شدم موضوعپایان نامه ام را تغییر بدهم و این که یک جدول برای نشان دادن میزانآلودگی آب ها در ایران در سازمان محیط زیست کشور نبود. این سخنان امروزشما را باید قبول کرد که نشان دهنده آن است که این …

و یک تغییر . . .

سرود ای ایران ای مرز پر گهررا بارها این روز گوش می کنم و شاید به این نتیچه برسم که چه کسی این تغییر را به من و تو ای یار دبستانی من هدیه می کند. این سیل در مسیلی جریان دارد، ولی این سیل به کجا می رود؟ به آن رنگ سبز و قرمز و آبی اگر بزنیم، آیا می توان جریان آن را به کنترل درآورد؟ این مام وطن فردا آفتابی را می خواهد. آن را ما به نسل فردای ایران هدیه می کنیم . رای من و تو این خاک را پاینده نگه می دارد.

داستان نقل قول های من

می دونین راستش را بگم من اصلا شعر هیچ کس را از بر نمی کنم این شعر را حافظ گفته یا سعدی مهم نیست مهم این هست که این شعر یا این مطلب یعنی چه و کجا باید بکار برد و برای چی بنده خدا شاعر این شعر را گفته است. والا در بخش حافظه این کله زیر این مو های سیم ظرفشوئی من (برای توضیح بگم که من عاشق این صفت هستم که یک غریبه به موهای من داده بود.) من بنده خدا اینقدر اسم باکتری و ویروس و جک وجور جاگرفته وتازه اش هم از دو سال پیش به اینطرف هم که انواع و اقسام قانون ها را وارد هارد اون کردم که دیگه الان حسابی فست پلاته اش داغونه با این جور چیزا. یک نفر نیست بگه بابا نونت کم بود دنبال کار های عجیب غریب می روی. تازه از من که اقوال شمارا تحریف می کنم و جمله دور و دراز شما برای دیگران بطور مختصر و مفید می گم و شما ها شاکی میشن که چرا جملات شما را سانسور میکنم، و دست به قیچی شدم . عزیز دل خواهر این کله جا نداره . وای از دست بُعد علمی من.
بعد به "باصطلاح" صمصی ترین دوستانم که می گویم بابام جان، این ته سیگارت را ننداز کف زمین چپ چپ نگاهم می کند بعد هم پشت سرم صفحه می گذاره که تازه به دوران …