رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

نمایش پست‌ها از April, 2008
در گوشه آن راهرو تاریک به دیواری از وحشت تکیه زدم و هراسان بر دیوار سر می کوبم و از تنهایی می گریزم . کو آن پای چابک و کجا ست آن نور ........ به کجا گریزم از تنهایی ،که سکوت همدمم شود به کی پناه برم ، که او هم پرده های دَرَد کاش آن آغوش را می یافتم ! با یار در خلوت از آن خانه ای گرم گفتم که بر پنجره های آن هیچ پرده ای آویخته نیست آدرس آن خانه کجا ست؟


آب

داستان مشکلات مربوط به آلودگی آب ؛در دوران کمبود آن در کشور ما با نوشتن یک مقاله و دو تا سخنرانی حل وفصل نمی شود .در یک کلام قصه سر دراز دارد و برخورد می کند به " کم قانونی " یا با زبانی فرهیخته تر " بی قانونی " وقتی لابه لایه قوانین مربوط به دوران عصر هجر ایران نگاه کنیم از هر دری وارد شده اند؛ جز اینکه , چگونه آب آلوده می شود ؟که بقول یکی از مسئولین محترم سازمان محیط زیست " مواد آلوده کننده جز اسرار مملکتی است و عوام آن را نمی فهمند ؛ پس بهتر است مسکوت بماند ! " و این اسرار همواره در کشوی میز دوستان خاک می خورد . در کشوری که هر قطره آب چون زر است و نیاز به آب آشامیدنی را در هر گوشه از دیار مهربانیها احساس می شود .با بی توجهی به جمع آوری فاضلاب شهری و صنعتی و همچون دفع نامناسب زباله ها ودر جایی که ما قدمها ی خود را بر معادن مواد شیمیایی فرود می آوریم و هر قطره باران ( از نوع اسیدی و غیره اسیدی!) با ورود خود امکان را برای هر نوع آلودگی را به آبهای زیرزمینی می دهد . حال چه باید کرد ؟ ابن سوال را تنها با همگامی با قوانین جهانی حفاظت از منابع آبی باید پاسخگو …

لالائی

وقتی تنها شدم
وقتی با سکوت نیمه شب همراه شدم
و آن دم که دل تنگ شدم شاید هم ترسیدم ! به دیوار دوستی چون گربه ای لوس پنجه کشیدم و یار مهربان را صدا زدم . آیا او شنید ؟ این قصه را آرام برایش لالائی
خواهم گفت .........

ترانس سکسوئل وهموسکسوئل

دیشب فکر نمی کردم به این زودی به موضوع جالبی برخورد کنم, که باز بخواهم حرافی کنم . اما حرف نمی زنم فقط Link را تقدیم می کنم به تمامی کسانی که ترانس سکسوئل و هموسکسوئل را یکی می دانند !!

ما زنها

در اخبار می خواندم؛مقدم دستگیرشده و بعد آزاد .در گوشه دیگه نوشته بود, باز عبادی را تهد ید کردند .می دانید, یاد سال۲۰۰۳ ميلادی افتادم آن موقع من تازه این ور آب آمده بودم و عبادی نوبل برده بود ؛آلمانیها به من به این خاطر تبریک گفتند ولی ایرونی ها به این بنده خدافقط فحش می داد که؛ حقش نبوده وباید پاپ جایز را میبرد ؛نه این خانم با قد کوتاه وپوست سیاهش؟!!این جنابان همه کلی درس خوانده بودند و برا ی خودشان احساس آدم حسابی می کردند .مسئله این که؛ زن را چه به حرف زدن !زن را چه به اظهاره نظر کردن! زن را با سیاست و علم چه کاراست !ولی بدتر خانم های مخالف بود و هست ؟ بلی هنوز هم هستند , این هم جنسان عزیز که به با عبادی خصومت دارند هر بار سر و صدا بلند می شود که این بنده خدا تهدید شد من فکر می کنم , کار خودی و بس .زن این موجود عجیب و لطیف و آرام خیلی هم خطرناک میشود, چون همین چند روزپیش با یکی از آنها بودم و باز داستان حق ویا ناحق بودن این جایز نوبل مطرح شد و در آخر این خانم دکتر ما گفت : این عبادی حرص من را در می آورد اگه بیاد تو دستام خودم می کشم اش .
کشور ما مشکلش را در یک کلمه " خودخواهی&qu…

ما آشقته دلان

قلم بر صفحه ای سپید می تازد واز تمامی خاطرات می گوید تا آن چشمان سیاه نیمه باز یار گذشته را با گوشه نظر به جان خرد وامروز را بخاطر فردا به ما آشقته دلان ببخشد راستی این صفحه سپید را میدانی چه کسی به قلم هدیه کرد او تنها یک کلمه بود دوست آنرا محبت نامید

پی نوشت : دیروزدلم گرفته بود از تو که دیکته محبت را نمی دانستی وامروز باز دلگیرم از تو که دوست داشتن را به دلت یاد نمی دهند. می دونی فردا خیلی دیر هست. بغض را از گلو یک بار فریاد بزن و به آن پایان بده .این تنها راه برای تاختن در دل ها است.
هفت سین
نمی دونم چرا امروز همه یادخلیج فارس افتاده بودند و می خواستن راستی راستی آن را تقدیم اقوام عرب کنند , یا شاید هم پس بگیرند . یکی امضاء می خواست ؛ یکی دیگه هفت سین زیر دریایی فرستاده بود .حالا من موندم این هفت سین چه طوری اون زیر مونده و قرآن خیس نشده و آیا از نظر فقهی اصلا جایز است قرآن زیر آب برود یا نه ؟؟؟ خلا صه بنده لیست را مرقوم به مهر ملوکانه خود نمودم و آن گزارش را به نمایش گذاشتم شاید دفعه دیگر یکی از خودمون خواست بره زیر دریایی خزر سفره هفت سین بندازه ؛ولی اونجا کمی سخته باید مواظب باشه پاش از خط نره بیرون و گرنه بازی را حسابی باخته میدونی آخه اونجا یک عیبی که داره خیلی هم خط خطی است ...........