۱۳۸۷ اردیبهشت ۹, دوشنبه

در گوشه آن راهرو تاریک به دیواری از وحشت تکیه زدم
و
هراسان بر دیوار سر می کوبم و از تنهایی می گریزم .
کو آن پای چابک و کجا ست آن نور ........
به کجا گریزم از تنهایی ،که سکوت همدمم شود
به کی پناه برم ، که او هم پرده های دَرَد
کاش آن آغوش را می یافتم !
با یار در خلوت از آن خانه ای گرم گفتم
که بر پنجره های آن هیچ پرده ای آویخته نیست
آدرس آن خانه کجا ست؟



هیچ نظری موجود نیست: