رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

شهر دود زده ما تهران


ماه سپتامبر وقتی از ایران برگشتم ،در دهات ما فرانکفورت مانند چند شهر دیگر آلمان برای مقابله با ذرات معلق در هوا بین ماشین ها مجوز عبور تقسیم کردند ودربسیاری از شهر ها با استفاده از آبپاشی در شب ذرات معلق را به سطح زمین می آورند و سطح زمین را بعد از آن شستشو می دهند. اجرای قوانین و بکار گیری تکنو لوژی در راه مقابله با معضل ، شاید موثرترین روش است . همه می نویسند ولی در سر جای اول خود هستیم امان از کوچک ترین تحول و تغییری .باید نوشت، شاید حد اقل 1 نفر بخواند و به آن فکر کند.
در ایران با جناب دکتر فرهاد دبیری صحبت می کردم از کمبود قوانین در ایران گفتم ؛ ایشان گفتند : "ما قانون داریم ولی اجرا نمی کنیم ."شابد در مورد خاک در کشور ما قوانین به معنای واقعی نباشد ودر مورد آب کمبود احساس شود ولی با جرات می توانم بگویم که حق در این مورد با دکتر دبیری است ، بر اساس مصوب 1374/2/3 قانون نحوه جاوگیری از آلودگی هوا که جهت تحقق اصل 50 قانون اساسی حمهوری اسلامی ایران می باشد ؛ کلیه دستگاه ها و موسسات و کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی موظفند مقررات و سیاست های مقرر در این قانون را رعایت کنندو فصل ششم از این قانون همچنین سازمان صدا وسیما را موظف به تنویر افکار عمومی،آموزش قوانین ومقررات کرده است.
در ماه سپتامبر در آلمان کلیه شبکه های تلویزیون اعم از دولتی و خصوصی جهت اطلاع عموم هر ساعت حد اقل سه بار به این مسئله اشاره می شد و تمامی مردم این مشکل را درک کرده بودند.
آیا اطلاع رسانی در مورد گاز های گلخانه ای در ایران کامل بوده است ؟ آیا شهروندان تهران عمق فاجعه را احساس کرده اند؟ در سال 1377 پیش استاد ارجمند ما دکتر حسن دیانت نژاد به علت آلودگی هوا که ناشی از اثر گاز های گلخانه ای _ آنچه خودش در کلاس اکولوژی به ما یاد داد_ فوت کرد . امسال بعد از 10 سال نزدیک به 100 نفر در تهران به علت مشابه درگذشته اند. آیا تعطیلی مدارس راه چاره است؟ ما همیشه راه کوتاه را انتخاب می کنیم .بهد از ده سال چه کرده ایم ؟ ماشین های مدل قدیمی را از تهران خارج کردیم. پرواز های خارجی را به فرودگاه امام خمینی انتقال دادیم و شاید ده ها کار دیگر ،اما آیا به شهروندان تهران یاد دادیم که وسائل نقلیه عمومی استفاده کنند؟ آیا در پائیز با ارائه سرویس مدرسه مجانی ویا با قیمت بسیار ارزان خانواده ها را تشویق کردیم ،فرزندان خود را اینگونه راهی مدرسه کنند؟ اصلا فکر کردیم چقدر نظم وزمان بندی در جریان وسائل نقلیه عمومی شهری مهم است؟ کارمندان و دانشجویان چه امکاناتی دارند؟ آیا به تکنولوژی جدید و فیلترها فکر کرده ایم؟آیا قوانین در دست را اجرا می کنیم ؟ و بر اجرای آنها نظارت داریم؟ اگر ده سال پیش برنامه ریزی کرده بودیم ؛ شاید امروز برای موضوع دیگری دنبال راه چاره بودیم .
کاش هیچ وقت آقا محمد خان قاجار هوس نمی کرد،ازقریه کوچک و خوش آب وهوا طهران ، ابرشهر دود زده تهران بر روی گسل های پراکنده بر پا کند.شاید امروز پایتخت اطفهان و یا تبریز بود.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

گوشه تیره این تخته نوشت: در دل کوچک من درد زیاد است ولی یاد خدا هست.

...


امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال و که بر باد فنا رفت نخور بخدا حسرت دیروز عذاب است ........ دیوانه و عاقل همه گی جامه بپوشید  و در شادی این کودک آن پیر زمین گیر و فلان بسته به زنجیرو زن و مرد بکوشید ...... امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال و
برقصید و بخندید

و من امروز صد بار این آهنگ را گوش کردم . روی ابن دیوار می نویسم که در دل من هزار درد است اما خدای من هست . نمی دانم چرا امروز  اما  بخندید و بخوانید و بپوشید و بنوشید و برقصید  که  زندگی ادامه دارد .  آمار

با تاخیر به دلیل مشق و درس، چند کلمه در مورد انتخابات اخیر در آلمان

اینجانبدراین هفته ایکهگذشته حرف نزدم و مشغول مشق و درس بودم راست و حسینی اش زا بخواین بدونین، نمی‌‌خواستم هم حرفبزنم، مامان خانمی من امروز کلی‌ این بلاگ من را به باد اعتراض گرفتن و طبقمعمول به حمایت از بابا بلند شدن و که من را یک جوجه نویسنده هستم و دارم تمرین می کنمو با نوشتنایناحساسات گم شدم را دارم خودم را با نوشتن پیدا می کنم و مشغول پیدا کردن راه و رمز نوشتن هستم .من هم طبق معمول بچه حرف گوش کن ، گفتم به روی چشم وبا درادن نودونه درصد حق مسلم به مامان و یک درصد به خودم گفتم سعی‌ می کنم از اینبه بعد زیاد ننویسم چون ممکن این مطالب من گش برود و در سخنرانی‌‌های مهم در سطح شورای امنیتاز مطلب من پش بروند، حالا حق کپی فدای سر همه، گوشه آن‌ بندگان خدا رابگو که حرف های بند تنبانی من را بایدگوش کتتد ولی بعد از اون شاید دکتر های گوش و حلق و بینی به دلیل بیمار زیاد رد سطح دنیا حامی من بشوند و من را بدازن ریسس سازمان بهداشت جهانی و بعد من می دونم چطوری بر روی زخم این محیط ریست مرهم بگذارمولی خوب بگم که برای مامان خانومی عزیز اول یکسخنرانی ناب در باب مرد سالاری بابا مهربونم کردمکه مامان را شس…

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

در بروکسل و پاریس و مادرید و نیویورک و ... کسانی با کلامی که به زبان عربی بود٫ دست به حمله به زنان و مردان و کودکان بیگناهی زدند. راستی نتیجه این حمله های انتحاری چیست؟ برای من ترس است . برای بسیاری از کسانی که می شناسم تنفر از یکی از ادیان الهی . ای وای که دوستان و همکاران از یک فرهنگی که من در میانش زندگی می کنم به آن خو گرفته ام و خود را بخشی از این جامعه می دانم بارها به زبان می آورند که « اسلام دین وحشیانه ای است و بی رحم ».
دوستانی نگفتی؟ چرا پرچم ترکیه را بالا نبردی؟
اما مشکل داخلی یک کشور و بمباران اوردغان و تلافی کردها با اینکه مردمی که به سفر می روند یا به روستوران می روند یا در راه رفتن به محل کار هستند یا در کنسرت نشسته اند و کشته می شوند٫ خیلی فرق می کند .
پس باید زمانی که اردغان خانه کردها را بمباران می کند باید نوشت کردها ترکیه . یا باید به فکر مردمی بود که بی گناه توسط مخالفان اسد کشته می شوند . راستی کسانی که حتی اصول این دینی را که بخاطرش کشته شده اند را نمی دانند . را می توان با یک جنگ داخلی مقایسه کرد؟ علت جنگ داخلی و همه این رعب و وحشت جهانی چیست …