۱۳۸۷ اسفند ۳۰, جمعه

بهاری همچون ترانه های از راه می رسد .


در گوشه خانه ام سفره سبزی گشودم و بر آن سیر و سنجد و سماق و سمنو را در کنار سبزه وسیب و سکه نهادم تا ماهی کوچک در تنگ بلورین تنها نباشد با خدای خود راز و نیاز کردم با نام او و با کلامش سفره سبزم را زینت دادم . بوی سنبل فضای این خانه را پر کرده است .در انتظار کلام حافظ هستم تا از سلامتی و راستی و پاکی برام بگوید .

ای یار, بهار می آید و در خانه من نور لرزان شمع ها از اکنون به استقبال رفته اند ، تا راه را برایش روشن کنند . و او دامن کشان می اید .با آواز آرام بلبلان نشسته بر شاخسار تک درخت سرو حیاط خانه ما که از آسمانی آبی می گویند و از باران و از آن دشت شقایق می خواند و از ایران می گوید . از کوه هایش و از دریا هایش از و از گرمای خاکش می گوید . و در این میان آن نرگس به آرامی سر بر داشت و در گوش من زمزمه کرد :

سال نو مبارک باد

۲ نظر:

گلسا گفت...

سال نو مبارک شیوا جان...با آرزوی بهترین ها...

شهرزاد فتوحی گفت...

بهار و نوروزی شادو پر‌امید برایت می‌خواهم.
با مهر