۱۳۸۸ فروردین ۱۹, چهارشنبه

سالی که گذشت

at 9:58April 4
سالی که گذشت من به اندازه همه عمرم جلو دوربین رفتم
جالب بود
ولی همه چیز نبود . تنها یک خاطره شد
امروز همه را از لا به لای خاک گرفته کشوی میز در آوردم
راستی ...
بارها گر یه کردم و دل تنگ شدم .راه سختی بود
ولی همیشه بعد از هر غمی به خودم خندیدم
وامروز دارم لذت می برم
و به سال پیش می خندم و لبخند می زنم
صبر کردم
و
امروز میوه های صبر را از درختی که کاشتم ، دونه دونه می چینم
و از تجربه دیروز امروز لدت می برم.

پی نوشت: داداش علی این برگه به تنهایی خاک گرفته نبود، این راه برای رسیدن به برگه پر بیچ و خم و خاک گرفته بود .هر چند نظر تو را از تظر ادبی داستان قبول دارم .

۲ نظر:

Mehran گفت...

این ترکیب "لابه لای خاک گرفته" با آشنایی زدایی ای که از ترکیب "لا به لا" بعلاوه ی "ی" می کنه، خیلی جالب از آب در اومده. طبعن انتظار ما بر اساس هنجارهای زبانی اینه که این "ی" رکن اتصالی ترکیب اضافی باشه و کلمه ی بعدی، اسم باشه. اما با خوندن کلمه ی "خاک گرفته" که صفت هستش از هنجار مالوف آشنایی زدایی می شه. و خواننده خودشو در برابر یک ترکیب نوی توصیفی به جای اضافی می بینه.
باقی متن یه نوشتار مرسل ساده است.

شهرزاد گفت...

چه خوب که از تجربه دیروز لذت می‌بری...
همین خوب است دوست من...!