۱۳۸۸ فروردین ۲۶, چهارشنبه

عجب


بر و بچه ها زنگ و میل و بگیر و ببند که شیوا کلک داری خودت ر مشهور میکنی . من هم که خدا را شکر از بعضی چیزا کاملا تعطیل هستم، نفهمیدم،توضیحات واضحات دوستان ما را به خود آورد،اول کمی قاطی کردم ولی بعد خندیدم و فکری کردم . گفتم : ای بابا دفعه دیگه برم خودم را کاندیدا کنم تو انتخابات رباست جمهوری . ما آب می خوریم ملت مبرن تو سایت بالاترین می نویسن خوب ادامه این کار واسه وبلاگ من خوبه که آمار بازدید کننده را بالا می بره ، خلاصه سرتون را درد نیارم.این امر ما شیوا خانم شفاهی را وادار کرد که از این پس به ادبیات نوشتاریمان هم کمی توجه کنیم و از اشتباهات املائی و انشائی به شدت بپرهیزیم تا به قول این داداش علی ما رده اجتماعی و علمی را حفظ کنیم .
این دنیایی ما خیلی هم قاطی شده هفته پیش تو بلاد خارجه هوا 38 درچه سانتی گراد بود . تو تهرون داشت برف می آمد .این را به جناب پروفسور تعریف کردم، گفت این دنیا برای ما خیلی عجیب است و در ایمن میان آنهایی رنج می برند که می داتتد و احساس می کنند.
راست می گفت کاش من هم بی خیال بودم و وقتی می دیدم که ته سیگار را ملت روی زمین پرت می کنند ،قادر بودم هیچ چیزی نگویم و تو دلم عذاب نکشم که نمی توانم تمام آشغال سیگار های روی زمین را جمع کنم .آره ، آقای پروفسور مهربون من این درد را تا آخر عمر می کشم و می دانم همه آنها هم که می دانند در دل این غم را دارند .
به امانت آیندگان که در دستان ما است وفادار باشیم .


۱ نظر:

golsa گفت...

و از اشتباهات املائی و انشائی به شدت بپردازیم نه شیوا جون به شدت بپرهیزیم:))))))
ببخشیدا...چون خودت گفتی.....D: