۱۳۸۸ خرداد ۵, سه‌شنبه

ارتباط کلمات

در همه بی ارتباطی برخی چیزها میشه خیلی ارتباط پیدا کرد. بعضی وقت ها پیش رو آدم یک راه های ناهمواری است که با کمک از نامربوط ترین راه حل ها می توان از گذر پر پیچ و خم آن جان سالم بدر برد. خیلی وقت پیش برای برادرم محمد رضا یک نوار داستانی آورده بودند از سری داستان های پینوکیو بود . در یک جای داستان پینوکیواز درخت افتاد پائین و بی هوش شد، روباه مکار شروع کرد به چرند و پرند گفتن گربه نره گفت:" این ها چیه میگی؟ "روباه با خنده گفت:" دارم از روش پرت کردن حواس بیمار استفاده می کنم و... "
از اون زمان من و این داداش عزیز تر از جان من در بسیازی از موارد از روش پرت کردن حواس بیمار استفاده می کنیم و به قول این ور آبی ها erfolgreich یا به زبون خودمون successful بود.
من امشب هم سعی کردم با این روش مثل خیلی شبها ی دیگر در درمان یکی از دوستان استفاده کنم ولی مثل اینکه فایده نداشت چون امروز هوای اینجا خیلی گرم بود و کار از از گذشته بود.
این را مقدمه کردم برای یک بحث کو چک امشب ما که در عین کوچکی بسیار هم مهم بود. انتخاب یک زن به عنوان رئیس جمهوری آنقدر مهم نیست که مسئله برابری زن و مرد مطرح است. من به شخصه معتقد هستم زن ایرانی دارای حضور فعال در جامعه است (البته اگر خودش بخواهد) این خود باوری که "من می توانم "و "من در راه رسیدن به منزل مقصود از پای نمی نشینم "، را ما زنان ایرانی بسیار داریم اینجا باید یک جمله معتر ضه را عنوان کنم، که این توان را در همه راهی بکار می بندیم ، جز راه رسیدن به حق خود و آین دلیلی ندارد جز ندانستن و نپرسیدن. ما در دنیایی مجازی خود گام برمی داریم و همه چیز را با عینک دودی تماشا می کنیم و حاضر نیستین فقط و فقط یک لحظه از لج بازی دست برداریم. یک قدم عقب نشینی کنیم اما در چه کاری پافشاری می کنیم در آنچه بودن یا نبودن آن اثری در سرنوشت حقوقی ما ندارد.
این برادر در دیار غربت من در یک بحث کاملا نابرابر من را شکست داد. چرا؟ چون من به عنوان یک زن با تمامی لطافت زنانه و رفتار مادرانه قادر به برخورد با راه دشواری به نام اداره گروه سیاسی با همه دانش و تجربه ام نیستم چه برسد به یک کشور و دلیل همان آقایان محترم هستند که به قول معروف دست ما را می گذارند در پوست گردو. تازه ما زن ها ممکن است که مملکت را بدهیم به باد فنا. تا اینجا را کاملا قبول کردم که مردها نمی گذارند و در این سمت مرزها اینجا که ما روزگاران را می گذرانیم و می بینیم که صدر اعظم دارای هیچ لطافتی نمی باشد. تو و من و ما نمی خواهیم مرد را در خدایی نکرده خانه نشین کنیم و نمی خواهیم وظایف زنانه خود را به دست فراموشی بسپاریم . ما می خواهیم برابر باشیم و در جایی از قانون اساسی که نوشته اند " رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد:
ایرانی‏الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور."
این بار اعضای شورای نگبان گفتند که این کلمه رجال معنای افراد سرشناس را می دهد ولی هیچ زنی به عنوان پیروز از اولین مرحله مبارزه پیروز به دنیا معرفی نشد، تا ما آبی شویم و حالا به خاطر سبزی دشت ها و سرو های استوار و... می رویم و سبز می شویم.



۳ نظر:

Mehran گفت...

َشیوا جان
داریم از کدوم حق زنان در ایران حرف می زنیم. حق رییس جمهور شدن؟ یا حق پیش گیری از هووی رسمی و شرعی.
یا کدام عرضه ی زنان ایران؟
در این باره یک بار مفصل بحث کرده ایم. شاید باز چیزی نوشتم/

Shiva Shafahi گفت...

مهران جان من حرف های تو را بی چون و چرا قبول دارم
مسئله"زن" در ایران آنقدر پیچده است که اگر ما دست بر یک نکته بگذاریم هزار تا صدا از هزار جای دیگه در می آید . این کت وصله پینه شده واسه "زن ایرانی" کت نمیشه.
تو و من و هزاران مثل ما حرف بزنیم چه فایده دارد.
دیشب علی به من می گفت آخه تو مملکتی که زن را به عنوان ی فرد کامل قبول ندادند، چرا من دارم سنگ ریاست جمهوری یک زن را به سینه میزنم . بابا من می گم چرا این کلمه "رجال سیاسی" را فارسی نمی کنند. تا رفع ابهام شود
ولی بهت بگم
اگر یک روز شوهر من برود و هوی رسمی واسه من بیاورد.بعد ممکنه مرغ های آسمان به حالش گریه کنند.
;-)

علی‌ نادری گفت...

شیوا جان نقل قول درست ارائه بده لطفا.
فعلا سر کارم بعد راجع به موضوع بیشتر می‌‌نویسم.