۱۳۸۸ مهر ۳, جمعه

پریشان سوخت گندمان می سوزد و باز فردا

وباز فردا می شود و خورشید از پشت کوه ها بیرون می آید و یادمان می رود دو سه روزی می نویسیم و فریاد می زنیم . تا تالاب دیگر و...
روزی که در وبلاگ مینو صابری عکس لاک پشت های سوخته پریشان را دیدم دلم گرفت و با خودم گفتم اگر اینها موجوات دو پا بودند الان چه قیامتی ما راه انداخته بودیم و چه سر وصدایی و های و هوی بود . اگر بمبی در گوشه ای از دنیا منفجر شده بود الان دنیا می نوشت . چون هم نوعان ما دیگر بر روی این کره خاک یراه نمی رفتند و این بند گاه خدا برای خودشان دستک ودنبک روزنامه و رسانه تصویری ندارند.آیا ما خود خواه نیستیم ؟!
باید راهکار های را جستجو کرد که حیات وحش ایران را از گزند هر گونه تابودی نجات دهیم . این کار سخت تیست تنها همت می خواهد. بزرگان دنیای محیط زیست ایران در داخل کشور در زمینه گندمان به تفسیر نوشته اند و من از راه دور تنها بار دیگر تاکید می کنم که امکان بازبینی قوانین و مقررات محیط زیست ایران و الزام اجرای این قوانین را باید همیشه در نظر گرفت.

فریادهای کمک گندمان را دریابید و از سوختن تمامی بقایای گیاهی اش و از بین رفتن گونه های جانوری آن جلوگیری کنید.

۴ نظر:

هومان خاکپور گفت...

سلام
ممنونم که به طبیعت بختیاری لطف داشتید.
موفق باشین

هومان خاکپور گفت...

سلام
ممنونم که به طبیعت بختیاری لطف داشتید.
موفق باشین

شهرزاد گفت...

چقدر دل باید بسوزد و جان خاکستر شود تا این وطن وطن شود...

محمد درویش گفت...

درود بر شما ... سپاسگزار همراهی هاتان هستم بانو ...