رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پریشان سوخت گندمان می سوزد و باز فردا

وباز فردا می شود و خورشید از پشت کوه ها بیرون می آید و یادمان می رود دو سه روزی می نویسیم و فریاد می زنیم . تا تالاب دیگر و...
روزی که در وبلاگ مینو صابری عکس لاک پشت های سوخته پریشان را دیدم دلم گرفت و با خودم گفتم اگر اینها موجوات دو پا بودند الان چه قیامتی ما راه انداخته بودیم و چه سر وصدایی و های و هوی بود . اگر بمبی در گوشه ای از دنیا منفجر شده بود الان دنیا می نوشت . چون هم نوعان ما دیگر بر روی این کره خاک یراه نمی رفتند و این بند گاه خدا برای خودشان دستک ودنبک روزنامه و رسانه تصویری ندارند.آیا ما خود خواه نیستیم ؟!
باید راهکار های را جستجو کرد که حیات وحش ایران را از گزند هر گونه تابودی نجات دهیم . این کار سخت تیست تنها همت می خواهد. بزرگان دنیای محیط زیست ایران در داخل کشور در زمینه گندمان به تفسیر نوشته اند و من از راه دور تنها بار دیگر تاکید می کنم که امکان بازبینی قوانین و مقررات محیط زیست ایران و الزام اجرای این قوانین را باید همیشه در نظر گرفت.

فریادهای کمک گندمان را دریابید و از سوختن تمامی بقایای گیاهی اش و از بین رفتن گونه های جانوری آن جلوگیری کنید.

نظرات

سلام
ممنونم که به طبیعت بختیاری لطف داشتید.
موفق باشین
سلام
ممنونم که به طبیعت بختیاری لطف داشتید.
موفق باشین
شهرزاد گفت…
چقدر دل باید بسوزد و جان خاکستر شود تا این وطن وطن شود...
محمد درویش گفت…
درود بر شما ... سپاسگزار همراهی هاتان هستم بانو ...

پست‌های معروف از این وبلاگ

گوشه تیره این تخته نوشت: در دل کوچک من درد زیاد است ولی یاد خدا هست.

...


امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال و که بر باد فنا رفت نخور بخدا حسرت دیروز عذاب است ........ دیوانه و عاقل همه گی جامه بپوشید  و در شادی این کودک آن پیر زمین گیر و فلان بسته به زنجیرو زن و مرد بکوشید ...... امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال و
برقصید و بخندید

و من امروز صد بار این آهنگ را گوش کردم . روی ابن دیوار می نویسم که در دل من هزار درد است اما خدای من هست . نمی دانم چرا امروز  اما  بخندید و بخوانید و بپوشید و بنوشید و برقصید  که  زندگی ادامه دارد .  آمار

با تاخیر به دلیل مشق و درس، چند کلمه در مورد انتخابات اخیر در آلمان

اینجانبدراین هفته ایکهگذشته حرف نزدم و مشغول مشق و درس بودم راست و حسینی اش زا بخواین بدونین، نمی‌‌خواستم هم حرفبزنم، مامان خانمی من امروز کلی‌ این بلاگ من را به باد اعتراض گرفتن و طبقمعمول به حمایت از بابا بلند شدن و که من را یک جوجه نویسنده هستم و دارم تمرین می کنمو با نوشتنایناحساسات گم شدم را دارم خودم را با نوشتن پیدا می کنم و مشغول پیدا کردن راه و رمز نوشتن هستم .من هم طبق معمول بچه حرف گوش کن ، گفتم به روی چشم وبا درادن نودونه درصد حق مسلم به مامان و یک درصد به خودم گفتم سعی‌ می کنم از اینبه بعد زیاد ننویسم چون ممکن این مطالب من گش برود و در سخنرانی‌‌های مهم در سطح شورای امنیتاز مطلب من پش بروند، حالا حق کپی فدای سر همه، گوشه آن‌ بندگان خدا رابگو که حرف های بند تنبانی من را بایدگوش کتتد ولی بعد از اون شاید دکتر های گوش و حلق و بینی به دلیل بیمار زیاد رد سطح دنیا حامی من بشوند و من را بدازن ریسس سازمان بهداشت جهانی و بعد من می دونم چطوری بر روی زخم این محیط ریست مرهم بگذارمولی خوب بگم که برای مامان خانومی عزیز اول یکسخنرانی ناب در باب مرد سالاری بابا مهربونم کردمکه مامان را شس…

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

در بروکسل و پاریس و مادرید و نیویورک و ... کسانی با کلامی که به زبان عربی بود٫ دست به حمله به زنان و مردان و کودکان بیگناهی زدند. راستی نتیجه این حمله های انتحاری چیست؟ برای من ترس است . برای بسیاری از کسانی که می شناسم تنفر از یکی از ادیان الهی . ای وای که دوستان و همکاران از یک فرهنگی که من در میانش زندگی می کنم به آن خو گرفته ام و خود را بخشی از این جامعه می دانم بارها به زبان می آورند که « اسلام دین وحشیانه ای است و بی رحم ».
دوستانی نگفتی؟ چرا پرچم ترکیه را بالا نبردی؟
اما مشکل داخلی یک کشور و بمباران اوردغان و تلافی کردها با اینکه مردمی که به سفر می روند یا به روستوران می روند یا در راه رفتن به محل کار هستند یا در کنسرت نشسته اند و کشته می شوند٫ خیلی فرق می کند .
پس باید زمانی که اردغان خانه کردها را بمباران می کند باید نوشت کردها ترکیه . یا باید به فکر مردمی بود که بی گناه توسط مخالفان اسد کشته می شوند . راستی کسانی که حتی اصول این دینی را که بخاطرش کشته شده اند را نمی دانند . را می توان با یک جنگ داخلی مقایسه کرد؟ علت جنگ داخلی و همه این رعب و وحشت جهانی چیست …