۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

یک جا خواندم:

تکامل چیزی نیست جز تغییر و تغییر چیزی نیست جز از دست دادن عادت گذشته

امروز می خواستم، بخوانم و مشق بنویسم؛ ولی این عبارت همه دنیایی من را برهم زد و من را برد به دنیای تخیلات و افکار رشته رشته و در هم تنیده، ذهنم را که دنیای است بی پرده و گویا درونی نا آرام ،را بر هم زد. این چند روز گذشته همه چیز قاطی پاتی بود کمی از برنامه زندگی دور شده بودم. طبق معمول هر سال به هشتم ماه مارس که نزدیک می شویم رگ فمینیستی من خون توش به جوش می آید و فوران می کند و حرص می خورم .از دست همقطاران که به هورا ها یک روز راضی می شوند و تحکم پدر سالارانه را به جان می خرند و می گویند ما امروز تیریبون داریم ازش استفاده می کنیم. دمی را غنیمت است!!ای وای . . .
من ماندم و حوض علی, که مخالفم با این داستان های.ا ز قدیم شنیدم که می گویند "می خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو" اما کدام جماعت ؟ کدام گروه ؟ زنانی که از هزارن مرد بدتر به جان زنان می آورند؟!
بابا ولش کن حوصله ندارم . . . .
این تکامل وجودی ما زمانی بارز می شود، که عادت ها را فراموش کنیم، دوستی می گوید، ما ایرانی ها ضرب المثلی داریم که می گوید " ترک عادت موجب مرض است" اگر تغییر کنیم جامعه بیمار می شود.من هم که اصلا با تغییر کلا موافق هستم و فقط تغییرات می خواهد چه از نوع دکوراسیون خانه چه از نوع اجتماعی و امثال هُم ؛ گفتم ای دوست مهربان شما از الان نسخه بعدا را نپیچید لطفا و "نه" تو کار نیاورید وقتی کاری نمی کنید برای بقیه ملت زنان دستور صادر نفرمایید.
از خود شروع کردن هدف است و بس در خود این تغییر را بوجودآوردن، که همه روز ها روز من است و من و آن آقای برادر و یا آقای شوهر برابریم . این تفکری است که با میلیارد ها امضا هم در انسان بوجود نمی آید بلکه با ساختن ذهنی روشن در وجود من بشر بوجود می آید و بس. البته بگم من آن را مدیون پدری هستم که هرگز سالاری نکرد و شانه به شانه مادر گام برداشته و بر می دارد و شاید هم اصلا همین بابا های این مدلی، دختران پر مدعای مثل من را تحویل جامعه جهانی می دهند و مردان را بر روی این کره خاکی بدبخت می کنند. که دم بر آوریم، همیشه را روز زن است و شاید برای همین برای من غریب است، یک روز بروم تو کوچه وخیابون برای خودم پپسی باز کنم، که شاید امروز و فردا آقایون محترم یادشون بیفته که من هم هستم من هم وجود دارم ، نه عزیز دلم من اینکاره نیستم و نخواهم هم شد .من هر روز می خواهم از برابریم، دفاع کنم.
من در تفکراتی که مال خودم هست،سخت دارم شنا می کنم. به قول دوستی که میگه این تفکر پروتستانت است در دنیایی فمینیستی . که همزمان با دفاع از زنان، تمامی حقوق مرد ها را حتی گاهی بیشتر از حقی که برای یک زن قائل باشم برای یک مردانی قائل هستم . چرا که من معتقد هستم باید این دوستان با جنس مخالف یاد بگیرند، که در زندگی شخصی خود پدرسالار نباشند، اما اگر هم نمی توانند حداقل به زبان بگویند.

راستی ما زنان امروز فقط خود را می بینیم و بس. ما خودی را می بینم که سالها به ما ظلم شده و حقی که رفته و زیر پا لگد مال شده است و امروز آن را می خواهیم و همه گذشته را هم امروز می خواهیم، به یکباره پس بگیریم و بسازم. ما می خواهیم ویرانه را آباد سازیم. به یکباره دنیا را بهشت کنیم و اما در دنیای افکار خود به دنبال آنچه هستیم ،که شاید برای قدم های اول زود است نمی دانم می گوییم برابری. اما این برابری چه جنسی دارد؟ آن برابری که امروز بسیاری از مردان برای رسیدن به اهداف خود باز ما را شعار کرده و در راه مبارزات خود "زن" را در بوق و شیپور کرده اند و در هر بیانیه زن را و حق پایمال شده او را به میان گود می کشند و در میدان مبارزه های خود استفاده می برند وفردا هیچ و باز هم هیچ از ما نمی گویند. این هفته را برایمان جشن می گیرند و آیا دو هفته دیگر باز به یاد می آورند ؟! ما که هستیم؟ و در جامعه مدنی چه جایگاهی داریم؟ جایگاه من زن در این وسعت دنیا کجا ست؟ من در کجا ایستاده ام ؟ من برای امروز هستم و یا موجودی برای همه فصول ؟! نمی دانم فقط می دانم که ما باید در تفکر جامعه انسانی و مدنی تغییر را بوجود آوریم و عادت به گفتن را به عادت در عمل تبدیل کنیم . من که هرگز نمی خواهم "نیم من " شوم چگونه دنیا را آذین ببخشم و من که بقول دوست هنرمند من داریوش "همه حقوق را برای خود می خواهم و باید فکر کنم چقدر از این حق را به آن مردی دهم که شانه به شانه من پیش می رود " آری داریوش عزیز ما همه حقوق را می خواهیم داداش بلاد خارجه من علی آقا گل می گوید : " زن مگر حق هم دارد؟ که دنبال آن می گردد! اگر پیدا کرد ما نصف برابر آن را بهش می دهیم ." شاید کسی نداند علی چه می گوید؛ من می دانم این علی آقا ما می گوید در دنیایی امروز زنان بدنبال رسیدن به نقطه کمال هسنتد اما جوامع این را نمی تواند درک کند و زنان امروز با جایگزین کردن لباس مردانه به جای لباس زنانه و رفتار های مردانه می خواهند در جامعه کسب قدرت کنند. انچه من و تو ای همقطار می جو ئیم "حق" نیست بلکه "قدرت" است و توان دفاع است . هیچ می دانی حق چیست؟
دوستانی که می روند و جشن می گیرند و فریاد می زنند که ما هستیم و حق مسلم خود را می خواهیم، کاش می رفتند و در راه آگاه سازی زنان قدمی را بر می داشتند و کاش تک تک روز های سال را به امید فردا بهتر" مرد ها" را آموزش می دادند که معنای برابری چیست و فردای در این گذرگاه چگونه رنگین می شود و دیگر سیاه و سپید نیست.
و حالا دو کلمه با تو ای که مرد نامیده شدی . . .
ای غیر همجنس ، من و تو با هم دنیا را می سازیم من و تو اگر "ما" شویم به دنیا رنگ دیگر می دهیم. باز هم می گوییم که این معضل است که در سراسر گیتی بسیاری از نیروها فمینبست جهان را کسانی تشکیل می دهند که به معنای "برابری" حتی یک لحظه هم فکر نکرده اند و آن را در انحصار دنیای مدرن می دانند و آن را خارج از بحث ادیان و بدون آرمان شناسی به تحلیل می پردازند .
در کشور ما هم همین است که اینجا است و آسمان در همه جای دنیا "آبی" است. دنیا برای من و تو ،که از لحاظ ساختار بدن زن و مرد نامیده می شویم، بهار می شود و جوانه های سبز نوین سر می زند پس باید خود را بسازیم و با تفکر وآرمان جدید بهتر است بگویم شعاری دیگر وجودمان را به آموزش صیقل دهیم. با خود سازی ، به ارزش های وجودی پی ببریم .
این باوری است که هر روز، روز من است و یک روز"روز زن" نیست را برای خود تکرار کنیم و برای رسیدن به برابری ها به مردان یاد دهم، شاید لازم باشد که توجه ای به این مثل نکنیم " کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من" چرا که هزاران نفر در دنیا به هم روز زن را تبریک می گویند. من هم شاید از بسیاری این را بشنوم و شاید هم مثل بسیاری بنا به اقتضای مطالعه و گاه هم فضولی سر از سخنرانی های این اهالی خارجکی در می آورم و شاید بیشتر یاد بگیرم که " مردها بد نیستند بلکه ما زن ها به خود بد می کنیم و با نا اگاهانه عمل کردن و نادانسته اندیشیدن ره به ناکجا آباد می بریم." ای کاش و ای کاش در عادت خود تغییر دهیم و بخوانیم تا بدانیم و به آن تکامل وجودی برسیم.مستقل باشیم و به همدم مرد خود یاد دهیم هر روز، روز من است. من برای او نیم من شدم و می خواهم با او من شوم. بقول بدری خانم با او کامل شوم.
به امید سالی که احتیاجی نباشد که برای برابری ها در هشتم مارس فریاد بزنیم، بلکه برای وجود برابرها فقط و فقط جشن بگیریم.

۱ نظر:

ناشناس گفت...

من به شخصه إز اونجايي كه زن و مرد رو نا برابر نمي دونم زياد از اين حرفها سر در نميارم شيوا جون
اما خوانديم درد دل شما را و درمانيم براي دردي كه حتي احساسش نمي كنيم
درود بر هرانساني كه تفاوتي بين خودش و ديكران از هر جنس ، رنك ، نزادي و عقيده اي قايل نيست


سياوش