رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

روز به روز بهتر از دیروز

خوب شاید مصلحتی در کار بود این وبلاگ بنده امروز باز شود شاید هم منتظر بود خبر ها از "ریو" برسد بعد باز شود خبرها یکی پس از دیگری رسید مخصوصن سخنان بسیار ارزشمندی که باید بزرگان علم محیط زیست بروند رویش کار کنند شاید بفهمند یعنی چی؟
نمی دانم این همه در مورد ارتباط دولت و مردم حرف زدن و داستان سرایی کردن از جنگ و ویرانگری و اشغالگری کردن . از رای ملت گفتن وتنارع بقا را با اقدامات غیر اخلاقی و مباح توی میکسر ریختن و هم زدن و  به میان کشیدن موضوع بسیار جالب " برداشت از خزانه ملت و فقیر کردن سه میلیارد نفر" ! و نگرانی ازگسترش بيماري‌هاي پيچيده و صعب‌العلاج ، از روابط انسانی گفتن و اهمیت به ابعاد غیر مادی بشر چه ربطی به مشکلات محیط زیستی دارد ؟؟!
 مدتها است که دنیای پیشرفته و شاید بسیار از کشورها در حال توسعه و حتی جهان سوم در رابطه با محیط زیست کار می کنند و برای این مشکل جهانی گام برمی دارند.  این که یک گوشه دنیا مشکل محیط زیستی ندارد و با این درد عالم گیر دسته پنجه نرم نمی کند را بندرت و شاید هرگز نمی شود دید.
 نه صبر کنید می شود دید ، در کشور ما به دلیل مدیریت که دارد در آن خیانت به مردم اصلن نیست در آن مردم بی پناه نمونه بارز یک محیط زیست بسیار خوب است ؟
 بیاید با هم یک بار گذری داشته باشیم به محیط زیست کشورمان ، بهتر است از آخر برویم اول همین چند روز پیش آتش سوزی بزرگی جنگل های شمال کشورهمین بغل گوشتان چالوس و نوشهر  را طعمه خود کرد برای مدیریت در برابر این ضایعه بزرگ شما چه کردید؟ هر ساله آتش سوزی و آقات در کنار دزدان چوب در مناطق شمالی کشور جنگل های گیلان و مازندان و استان گلستان را به نابودی می کشد . یادم می آید در کپهناک دلسوزی می کردید برای امریکا و آتش سوزی های درختان آن کشور و عدم مدیریت را در آن کشور به دلیل " امریکا " بودن زیر سوال می بردید!
 بگذارید کمی در مناطق شمالی کشور بمانیم ساحل خزر که باید گروهی دانشجو فعال محیط زیستی خودجوش پاکیزه کنند و زباله های موجود در ساحل را جمع آوری کنند . شما چه کرده اید ؟ یک مدیریت بر مبنای کمک به کشورهای ستم کشیده مانند فلسطین؟ 

راستی یک کمی پایین تر نزدیک اونجای که خودتون آمده اید دنیا یک جنگلی بود که یک دفعه بی خودی آتش گرفت و سوخت وبعد چند روز پیش هم خبر آمد بیرون که یواش یواش جای خودش را به یک  جاده می دهد ! راستی این جاده می رسد به کجا به سوریه ؟ نه فکر کنم داره یک راست میرود توی دل دریای بالکان همونجای که شما برایش در این سخنرانی کمی پرپر زده اید! ( البته ببخشید، نگارنده سخنرانی شما ) اسم اون جنگل یک روزی ابر بود. این جنگ سمنانی ها با شاهرودی ها به دامان طبیعت هم کشیده شد ؟ نه شاید هم مشکل را سازمان امنیت و یا سازمان های حقوق بشری عَلَم کردن.

بیاییم توی همون شمال کشور بسمت غرب، یک جای که اسمش  شمال غربی ایران است، جای که مظهر زیبایی یک دریاچه به تنهایی کافی "بود" برای بالیدن به طبیعت بی مانند ایران زمین. دریاچه ای با عجایب که داشت با کشش هزاران هزار پرنده بی نظبری که سالها به آنجا می آمدند تا در مسبر کوچ خود آسمان " دریاچه ارومیه" را پر نقش و رنگ کنند! یادتان هست شما با همین مدیریت بی مانند خود و نظریه پردازی بی همتای خود در مورد آن دریاچه چه گفتید ؟ ما یادمان نرفته است . یادمان هست که بطور معجزه آسای یک نظریه دادید و گفتید در روزگاران پیش اصلن این دریاچه نبوده ، فقط یک حفره بوده و بعدش خیلی زیاد  باران آمده و پر آب شده ، شده دریاچه ارومیه !!  بعد هم با مدیریت مردمی خود معترضین را به عدم رسیدگی به این دریاچه دستگیر کردید و به دلیل نافرمانی اجتماعی شلاق زدید! خاطرتان می آید ؟ آخ که رای مردم چقدر زیباست اگر محترم شمرده شود!  یک جورهای داره حسودی می کنم که در بلاد کفر رای من بعنوان یک خارجی بی ارزش است .
توی همین غرب کشور به پایین که بیاییم، دیواره غریی کشور را تا به جنوب غربی یک دیوار از غبار مرگ آور از ذرات معلق در هوا همه جا را پو شانده است ، این را مشاوران حتمن بحضور شما گفتند و تصور می کنیم رفع مشکل شده است. چرا که شما معنویت را از مادی بودن بیشتر در وجود بشریت می بینید و با معنویت به جنگ تن به تن با این مشکل کوچک رفتید و آن را همچو جرعه ای آب به کام کشیده و به زانو درآورید تا همچنان به صالحانه به یاری مستندان جهان بروید و زمانداری صالح را به تشنگان قدرت بیاموزید، اما این حسادت برخی از دشمنان را براگیخت، تا جایی که سازمان بهد اشت "اهواز"  را آلوده ترین شهر از نظر آلودگی هوا اعلام کرده است؛ این سازمان مستکبر جهانی که نون همون امریکا را می خورد داستان را به همیجا ختم نکرده است ، برای دور کردن شما از نجات غزه و لبنان با دروغ پردازی مضاعف توسط جاسوسان و مشتی خس و خاشاک آلودگی آب اهواز را به حدی دانسته است که حتی دام ها نباید این آب را بیاشامند !! عجب که این هم مانند جنگ های افروزی های است در سراسر دنیا  بخصوص در کره است! همانا که این دشمنان شما حتی گستاخانه تهران را هم آلوده خواندند . البته رسانه بیگانه است و کاری نمی شود کرد! وای چه حقی ازما این استکبار جهانی زیر پا می گذارد؟

 همین دور بر بمانیم از دریاچه های خشک شده بگوییم و باز جنگلهای بینظر نابود شده و سوخته سینه زاگرس. در اجلاس کپنهاگ دو تا کلمه از مدیریت گفتید که مدیریت اسلامی در ایران پایه گذاری کرده اید ؛ پدیده ای نوین را به جهان مژده دادید که با آن میشود گرما شدن زمین را کنترل کرد و به کوه های یخی گفت آب نشوید و به لایه ازون گفت : برای دل این طرح اسلامی ما هم شده سوراخ نشو! یادتون هست غرش کردید که همه و همه این ویرانی های را غرب به بار می آورد تا جهان اسلام را نابود کند؟!! 
راستی نابود شدن این محیط زیست که شما از این کلمه در کل سخنرانی خود تنها "پنج بار" نام بردید و اساس این کنفرانس بود را همه با هزار کار دیگر نابود می کنند بعد باید شما یک نفر مبارزه کنید ! همه جهان اسلام هم تاوان آن را پس دهد.
من نمی دونم این وسط نابودی مارکسیسم می تواند دریاچه پریشان و جنگل ابر و دریاچه ارومیه و دریاچه مهارلو و باتلاق گاو خونی و رود زاینده رود و رود کارون و جنگل های گلستان ودریاچه میانکاله ... از یک سو و حیات از بین رفته وحش ایران با نمونه های نادرش همچو گورخر ایرانی و ببر مازندان وحتی اون لاک پشت های بی نظیر پریشان و ... دوباره زنده می شوند، شاید هم بشوند شاید دوباره تجدید حیات کنند ؟؟ 

راستی باز هم مشاوران شما مانند کپنهاگ بی ربط نوشته بودند ! بارها گفته ایم از رئیس جمهور توقع نداریم همه چیز را بداند ولی انتظار داریم که مشاورین ممتاز داشته باشد و مشاور فرهیخته انتخاب کند تا در یک کنفرانس محیط زیستی حداقل از بزرگترین معظل منطقه یعنی ذرات ریز معلق که از سمت عربستان می آید و نه تنها ایران بلکه منطقه را دچار مشکل کرده است، راهکاردهای که برای آن  مطرح است نیاز به همیاری جهانی دارد

فکر نمی کنید بجای متهم کردن سایرین باید کمی خودتان و این مسئولین محترم سازمان محیط زیست ایران را ریز سوال ببرید؟ شما بارها همه وظایف را بر دوش مردم گذاشتید و بارها شانه خالی کردید و همه خرابی را هم گردن مردم انداختید و خود و دولت خود را مبرا از هر کوتاهی دانستید شاید بعید باشد این توقع که در یک اجلاس با عنوان " اجلاس توسعه و محیط‌زیست " برگزار می شود همه چیز گفتید جز توسعه و محیط زیست و همه را متهم کردید جز خود و با آوردن یک کلمه حضرت عیسی (ع) خواستید به قول خودمان سر این دولت مردان را گول برنید و بگوید ما هم از خودتون هستیم یا برعکس ؛ فراموش کرده بودید که یک بار این نوشته را بخوانید و در موردش فکر کنید و حرف درو و اطراف همیشه  درست نیست .

امیدوارم تکرار نشود که شما به اجلاسی محیط زیستی بروید و  اینگونه سخن بگوید. هرچند که در یک جمله گفتید :

"هیچ کس حق ندارد که محیط زیست را که متعلق به همگان است تخریب کند که در این صورت حیات همه انسان‌ها را مورد ظلم قرار داده است." این جمله این سوال در ذهن می نشیند آیا حق ایرانیان در ایران لگدمال نمی شود؟ آیا نابودی محیط زیست با طرح های عجیب و غریب دولتی ایرانیان را مورد ظلم قرار نمی دهد؟




نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

با تاخیر به دلیل مشق و درس، چند کلمه در مورد انتخابات اخیر در آلمان

اینجانبدراین هفته ایکهگذشته حرف نزدم و مشغول مشق و درس بودم راست و حسینی اش زا بخواین بدونین، نمی‌‌خواستم هم حرفبزنم، مامان خانمی من امروز کلی‌ این بلاگ من را به باد اعتراض گرفتن و طبقمعمول به حمایت از بابا بلند شدن و که من را یک جوجه نویسنده هستم و دارم تمرین می کنمو با نوشتنایناحساسات گم شدم را دارم خودم را با نوشتن پیدا می کنم و مشغول پیدا کردن راه و رمز نوشتن هستم .من هم طبق معمول بچه حرف گوش کن ، گفتم به روی چشم وبا درادن نودونه درصد حق مسلم به مامان و یک درصد به خودم گفتم سعی‌ می کنم از اینبه بعد زیاد ننویسم چون ممکن این مطالب من گش برود و در سخنرانی‌‌های مهم در سطح شورای امنیتاز مطلب من پش بروند، حالا حق کپی فدای سر همه، گوشه آن‌ بندگان خدا رابگو که حرف های بند تنبانی من را بایدگوش کتتد ولی بعد از اون شاید دکتر های گوش و حلق و بینی به دلیل بیمار زیاد رد سطح دنیا حامی من بشوند و من را بدازن ریسس سازمان بهداشت جهانی و بعد من می دونم چطوری بر روی زخم این محیط ریست مرهم بگذارمولی خوب بگم که برای مامان خانومی عزیز اول یکسخنرانی ناب در باب مرد سالاری بابا مهربونم کردمکه مامان را شس…

گوشه تیره این تخته نوشت: در دل کوچک من درد زیاد است ولی یاد خدا هست.

...


امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال و که بر باد فنا رفت نخور بخدا حسرت دیروز عذاب است ........ دیوانه و عاقل همه گی جامه بپوشید  و در شادی این کودک آن پیر زمین گیر و فلان بسته به زنجیرو زن و مرد بکوشید ...... امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال و
برقصید و بخندید

و من امروز صد بار این آهنگ را گوش کردم . روی ابن دیوار می نویسم که در دل من هزار درد است اما خدای من هست . نمی دانم چرا امروز  اما  بخندید و بخوانید و بپوشید و بنوشید و برقصید  که  زندگی ادامه دارد .  آمار

عزیزم کجایی؟ دقیقا کجایی؟ کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟

یه پاییز زرد  و  زمستون سرد  و یه زندون تنگ  و  یه زخم قشنگ  و غم جمعه عصر  و  غریبی حصر  و یه دنیا سوال  و  تو سینم گذاشتی ... جهانی دروغ  و  یه دنیا غروب  و یه درد عمیق  و  یه تیزی تیغ  و یه قلب مریض  و  یه آه غلیظ  و یه دنیا محال  و  تو سینم گذاشتی .... رفیقم کجایی دقیقا کجایی کجایی تو بی من، تو بی من کجایی رفیقم کجایی دقیقا کجایی کجایی تو بی من، تو بی من کجایی .... آه ای حبیبم یه دنیا غریبم کجایی عزیزم بیا تا چشامو تو چشمات بریزم نگو دل بریدی خدایی نکرده ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده همه جا رو گشتم کجایی عزیزم بیا تا رگامو تو خونت بریزم بیا روتو رو کن منو زیر و رو کن بیا زخمامو یه جوری رفو کن ..... عزیزم کجایی دقیقا کجایی کجایی تو بی من، تو بی من کجایی عزیزم کجایی دقیقا کجایی کجایی تو بی من، تو بی من کجایی

هفته ها پشت سر هم آمدند و رفتند ٫ یک انتظار جالب که شاید ناشی از نیازی بود٫ در عمق وجود ما. نمی دانم چرا بعد از مدت ها دور از وطن دوشنبه شب ها یک احساس خوب را در وجودمان رقم می خورد. انتظار سخت است ولی این انتظار خوب بود یک جوری رفو زخم دوری بود شاید . نمی دونم فقط انتظاری که می گفت : ای وای چرا دوشنبه نمی شود و دوشنبه می شد…