۱۳۸۷ آذر ۱۱, دوشنبه

شهداد


دو روز قبل از سالگرد، سو مین سال سفر بی پایان پسر عموی عزیزم شهداد که هنوز باور رفتن او برای همه ما سخت است
دوست خوب من علی مظهری عکس های زیبای از شگفت انگیزترین عارضه های طبیعی و منحصر به فردی کویر جهان در پرواز خیال قرار داد . این زیبای را باید دید و بازی با کلمات در توان من در به تصویر کشیدن آن در توان من نیست ؛ همانطور که زیبای وجود شهداد را با سلول سلول وجودمان هرگز با کلام ننوشتیم تنها از یاد نبردیم و نمی بریم .
. . .
یک بار برایت از چراغی گفتم
از آن که راه به من نشان می دهد
راه خانه جدید تو را
در خانه را که توان زدن درش را ندارم
در خانه قدیمی ترا می جویم
ولی
صدای تو را در غربت شنیدم
حتی اگر تمام دنیا باور نکند
اما تو و من می دانیم
که با من گفتی همان طور که
که سال ها من به تو گفتم چه باید بکنی
و
در این سوی دنیا من گام را دو بار به احترام شیرینی و پاکی صدای تو از دام صیاد دل به بیرون کشیدم

جایت در دل همه ما همیشه باقی ست هر چند که نگاه پاکت را نمی بینیم


هیچ نظری موجود نیست: