۱۳۸۷ دی ۸, یکشنبه

نگاهی به فردا


عکس کاری از علی مظهری
نگاهت به فردا به آن روز ناآشنا است
به آن دور دستی که در دست نیست
ولی می آید به آینده امیدوار باش و به فردا لبخند بزن
برا ی فردا قصه بنویس
میدانستی ، آن قصه نمایش فردای تو ست و تو هنر پیشه اصلی هستی
ندای از دور دست می گوید :
ولی باید تلاش کنی و برای اجرا این نمایشنامه اجازه بگیری
راستی
او و من قصه ها را سا ل ها پیش نوشتیم و الان در صحنه نمایش هستیم و در این میان سکانس های بعدی را می نویسیم .نسل ما نوشت . به اجرا گذاشت. اما آیا تو کودک امروز هم می توانی ؟ آری تو هم بر دل پاک و لوح سپید اندیشه قصه ها خواهی نوشت و آرزو خواهی کرد .
می دانم
دنیایی تو با دنیای ما فرق دارد و رنگ قصه هایت رنگ دیگری است . داستان تو را تنها در آینده می توان معنا کرد .راستی چه رنگی ر ا برای فردا آرزو می کنی ؟ امیدوارم تو رنگ سپید را آرزو کنی ! تا در همه جای دنیا پرچم صلح افراشته باشد تادیگر کودکان هم فرصت تماشای قصه های خود را پیدا کنند.


به خاطرو یاد همه کودکان
به یاد کودکان غزه

هیچ نظری موجود نیست: