۱۳۸۸ تیر ۱۶, سه‌شنبه

نداشته را نمی شود طلب کرد

در آشپز خونه ما همه چیز ریخته بهم این نه تقصیر منه نه ایرنه بیچاره اصلا تقصیر خانم نظافتچی هم نیست. ولی کی همه چیز را قاطی و پاتی کرده. دیروز عریضه نوشتم امضا هم زیرش انداختم و تا آقای رییس بفهمه که دنیا دست چه کسی است . بابا من نمی رم تو مطبخ آشپزی!!! این همه کاغد پاره ردیف نکردم بشم کلفت!!! ترسید زودی رفته باز آبگوشت معروف را گذاشته سر بار. خودش هم می دونن این دیزی بشو نیست بدبخت خودش هم می دونه که این تو بمیری من از اون تو بمیرها تیست. دیگه بسه چند بار کوتاه بیام . به قول اینا "اِگال" من که نمی زنم تو رگ و بس. برای اینکه مولکول حرص بریزم تو خون اش نون پنیر سبزی وشاید نو ن و هندوانه ترکی می خورم. تا بفهمه واسه من آقا سر بازی در نیاره و همه چیز را نزنه بریزه. اخلاق من باید اومده باشه دست این آقایی محترم . اون دوران گذشت جناب آقایی شوشو بره وسط حیاط عربده بکشه و زن بترسه بری تو لونه موش. این نمبره تو سر خالی اش .
بابا من بارها گفتم و این بار هم برای بار آخر اعلامیه جهانی می دهم که من اصلا ضد مرد ها بیچاره نیستم تازه کلی مدافع آنها هستم ولی در حد مجاز که به ذات فمینیستیم لطمه نزند. ولی اگر زد و شکست، دیگه هیچی . این دل دیوانه می شه و عاشق بوده آخه و میره دکتر عشق ، دکتر هم میگه درد تو بی درمونه ، این درد هنوز دلیل مشخصی نداره؛ هر چند که این دنیا آشنا برای تو و او و برای همه ما غریبه است. پس چه کنم . نمی خوام دعوا کنم می خوام ساکت باشم و بگم نه من دیزی نمی خوام من دیگه می خوام مستقل باشم و تو کار خودت من کار خودم . عجب مرد سالار هست میگن نه ما برابری حقوق زن را می خواهیم ولی اگر زن حق هم داشته باشه!!!! نداشته را نمی شود طلب کرد و الان هم بری براشون بنویسی دیگه "عطف به ماالسابق" نمی شود. من هم تصمیم گرفتم که اعلام کنم که "اصلا من دیگه عاشق نمی شوم ."

هیچ نظری موجود نیست: