۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۸, شنبه

مدرنیته در دوستی

فکر می کنم باید امروز به فکر تغییری باشم، برای باقی راهی که در پیش است و باید بسوی روم که آغازی باشد برای پایان آنچه گذشت. برای نو بودن برای ساختن و برای سالها به من یاد دادید که مهربان باشم و دوست داشته باشم و دستی را بگیرم ولی این آرمان دوران شما بود امروز خیلی غریب است این داستان و شاید هم با دنیایی مدرن امروز همخوانی ندارد. اما باید خیلی فکر کنم که کجا در محاسبات اشتباه کردم. شاید هم اصلا من اشتباه نکردم! هر هست به یک چیز معتقدم که دوستانی هستند که دوستی ایشان سراب نیست و عمق دارد و ریشه دارد.
. . . .
قرار بود در مورد مدرنیته بنویسم،اینقدر دوستان مدرن وامروزی هستند که از امروز می خواهم حتی یک جمله هم شده در باب مدرنیته اینجا بنویسم شاید بتوانم مجهول دوستی مدرن امروز را پیدا کنم

هیچ نظری موجود نیست: