۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۵, پنجشنبه

نیمه اردی بهشت


بهار به پنجره ها خانه تلنگر می زند
اردی بهشت سلام کرد
نیمه شد
و بوی یاس ها رازقی بابا را احساس می کنم
در وجودم
بوی خانه را
چشمانم را می بندم
پیچ های یاس بنفش را
بر دیوار خانه می بینم
صدای ولوله فرزاندان ایران زمین را
در حیاط مدرسه می شنوم
صدای زوزه باد
وای بیدارم نکن
از این خواب خوش
از این همه رنگارنگی خانه
از همه عشق
از همه زندگی
بوی خانه
باز نیمه اردی بهشت آمد
باز بوی خانه آمد
بیدار می شوم
در تاریکی
قلم می خواهم
و امروز باز بوی رنگ
شاید یاس ها را بکشم
نه
باز از نیمه های پوشانده شده قلم زدم
باز با رنگ از نیمه سیاه پوشیده نوشتم
و باز
بوم ها را
به نیمه در کفن پیچیده آذین دادم
تفکری که، در کفن سیاه پیچیده شد
نیمه ای که، کفن شد
استقلالی که ، نیمه اش تنها دیده می شود
امیدی که ، تنها نیمی از او حق دارد
فریای که ،در سینه مانده
امروز وقتی از تخت به پایین خزیدم
از آن خواب شیرین هراسان پریدم
تنها یک چیز برایم ماند
فکر حق مادر
فکر حق یک زن
فکر حق یک دختر
و حتی
فکر همه حق جنس مخالفم
و من و ما نیمه ایرانیان
همون نیمه ای که
نیمه اش پیدا است
پس نیمهِ نیمه، هستیم
هیچ می دانستی
در فصل رویش
در ماه بهشتیان
در روزهای زایش
ما هنوز نیمهِ نیمه ایران هستیم
و یک لحظه شاید بشود لبخندی زد که:
با همه برابری ها
اما افسوس
هنوز نا برابریم
امروز
امروز نیمه اردی بهشت است
فردا هم روزی است
برای زیستن
برای برابر شدن
برای یکی شدن
...
امروز نیمه اردی بهشت بود
یاس رازقی بابا حتما گل داده
پیچ یاس بر سر دیوار های خانه کوچه باغی خانه را عطرآگین کرده اند
دیوار خانه ما بنفش شده
فردا از رنگ بنقش یاس می نویسم
فرد ا رنگ بنقش یاس را روی بوم می کشم
همچو
شال بنقش بر روی شانه ام
برای برابری ام
برای یکی شدنم
با تو
تو که با من هم صدا هستی ،برای برابریم

هیچ نظری موجود نیست: