رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

توی اون کوچه بن بست

توی یک کوچه بن بست، دنبال یک همراه گشتن
توی اون کوچه باغی، دنبال یک جو محبت
توی اون شب تاریک، دنبال سوسو یک شمع
من وتو تکیه بر دیوار
یک سوال ساده
پشت این دیوار چیست؟
یک باغ سر سبز
یک باغ بهشتی
یک کوچه بن بست
باز من و تو در میانش
ایستاده ایم
نجوا ی صدای تو بود
وای
صدای آمد
ترس آمد
بر خود لرزیدیم
توی این شهر
و
باز توی کوچه بن بست ما
یک کم مهربونی
یک کمی راستی
باز اون صدای ترسناک
باز یک صدای آمد
باز ترس من
دلداری تو
بوس های تو
بوی اقاقیا
و
خوابی که حتی با بوس های بی پایان تو من را با خود نبرد
هزار و هزار تا داستان
و
امروز تنها
خاطره ای از اون بوسه ها
تو یادت هست
شب میاد
برای من
باز توی اون کوچه بن بست
من وتو
نگاه کن
او هم هست
برای شکستن دیوار
یکی گفت باید آن سوی دیوار را دید
حقیقت را باید جستجو کرد
دیوار این بن بست
را باید شکست
و
این قصه ما
فرباد ما
درد دل ما
آرام گفتی
باید بت درون را شکست
او رو بر می گرداند
دیگری می رود
...

باز گفتی
امروز داستان نامبر وان بودن است
وهیچ کس انگاری نیست
صدای در نمی آید
و
باز
آن صدا می آید
باز بنگ بنگ
آن دیگری آمد
باز شد روز جدید اما با همان قصه قدیمی
توی این کوچه بن بست
عجب خاطره ها داریم ما
ترس من
بوسه تو
فریاد او
و نگاهی همگی بر دیوار ته این کوچه پر خاطره ما
گذشت آن روز
هرگز فراموش نشد
دیوار ایستاده
کوچه هنوز بن بست است
آن دیوار ته کوچه ما
شاید یک باغ بهشتی
اما می دانی
هرگز نمی رود از یاد
بوس های تو در آن کوچه بن بست

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

با تاخیر به دلیل مشق و درس، چند کلمه در مورد انتخابات اخیر در آلمان

اینجانبدراین هفته ایکهگذشته حرف نزدم و مشغول مشق و درس بودم راست و حسینی اش زا بخواین بدونین، نمی‌‌خواستم هم حرفبزنم، مامان خانمی من امروز کلی‌ این بلاگ من را به باد اعتراض گرفتن و طبقمعمول به حمایت از بابا بلند شدن و که من را یک جوجه نویسنده هستم و دارم تمرین می کنمو با نوشتنایناحساسات گم شدم را دارم خودم را با نوشتن پیدا می کنم و مشغول پیدا کردن راه و رمز نوشتن هستم .من هم طبق معمول بچه حرف گوش کن ، گفتم به روی چشم وبا درادن نودونه درصد حق مسلم به مامان و یک درصد به خودم گفتم سعی‌ می کنم از اینبه بعد زیاد ننویسم چون ممکن این مطالب من گش برود و در سخنرانی‌‌های مهم در سطح شورای امنیتاز مطلب من پش بروند، حالا حق کپی فدای سر همه، گوشه آن‌ بندگان خدا رابگو که حرف های بند تنبانی من را بایدگوش کتتد ولی بعد از اون شاید دکتر های گوش و حلق و بینی به دلیل بیمار زیاد رد سطح دنیا حامی من بشوند و من را بدازن ریسس سازمان بهداشت جهانی و بعد من می دونم چطوری بر روی زخم این محیط ریست مرهم بگذارمولی خوب بگم که برای مامان خانومی عزیز اول یکسخنرانی ناب در باب مرد سالاری بابا مهربونم کردمکه مامان را شس…

گوشه تیره این تخته نوشت: در دل کوچک من درد زیاد است ولی یاد خدا هست.

...


امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال و که بر باد فنا رفت نخور بخدا حسرت دیروز عذاب است ........ دیوانه و عاقل همه گی جامه بپوشید  و در شادی این کودک آن پیر زمین گیر و فلان بسته به زنجیرو زن و مرد بکوشید ...... امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال و فلان حال و فلان مال و
برقصید و بخندید

و من امروز صد بار این آهنگ را گوش کردم . روی ابن دیوار می نویسم که در دل من هزار درد است اما خدای من هست . نمی دانم چرا امروز  اما  بخندید و بخوانید و بپوشید و بنوشید و برقصید  که  زندگی ادامه دارد .  آمار

عزیزم کجایی؟ دقیقا کجایی؟ کجایی تو بی من، تو بی من کجایی؟

یه پاییز زرد  و  زمستون سرد  و یه زندون تنگ  و  یه زخم قشنگ  و غم جمعه عصر  و  غریبی حصر  و یه دنیا سوال  و  تو سینم گذاشتی ... جهانی دروغ  و  یه دنیا غروب  و یه درد عمیق  و  یه تیزی تیغ  و یه قلب مریض  و  یه آه غلیظ  و یه دنیا محال  و  تو سینم گذاشتی .... رفیقم کجایی دقیقا کجایی کجایی تو بی من، تو بی من کجایی رفیقم کجایی دقیقا کجایی کجایی تو بی من، تو بی من کجایی .... آه ای حبیبم یه دنیا غریبم کجایی عزیزم بیا تا چشامو تو چشمات بریزم نگو دل بریدی خدایی نکرده ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده همه جا رو گشتم کجایی عزیزم بیا تا رگامو تو خونت بریزم بیا روتو رو کن منو زیر و رو کن بیا زخمامو یه جوری رفو کن ..... عزیزم کجایی دقیقا کجایی کجایی تو بی من، تو بی من کجایی عزیزم کجایی دقیقا کجایی کجایی تو بی من، تو بی من کجایی

هفته ها پشت سر هم آمدند و رفتند ٫ یک انتظار جالب که شاید ناشی از نیازی بود٫ در عمق وجود ما. نمی دانم چرا بعد از مدت ها دور از وطن دوشنبه شب ها یک احساس خوب را در وجودمان رقم می خورد. انتظار سخت است ولی این انتظار خوب بود یک جوری رفو زخم دوری بود شاید . نمی دونم فقط انتظاری که می گفت : ای وای چرا دوشنبه نمی شود و دوشنبه می شد…