۱۳۹۰ خرداد ۲۵, چهارشنبه

روز پدر مبارک باد

نزدیک به چهار سال است از سفر اخرم به ایرانمان توی این غربت موندم و دیوارهای نامرئی من را بلعیده اند و خانه آزاد اینسوی خالی از صدای شما پدر عزیزم است
پدر عزیزم هشت سال پیش گفتید باید یا علی گفت و قدم در این راه گذاشت.
یا علی گفتم این راه را شروع کردم
یا علی گفتم در پایان راه ، نفسی راحت کشیدم
و یا علی گفتم و برای ایران عزیزمان و در این سوی مرزها هر قدم که برداشتم و پیش رفتم و باز هم پیش رفتم تا با امید در راه بمانم، پیش بروم و باز هم خواهم رفت تا به همه قولهای که به شما دادم برسم.
من علی علی گفتم اما امروز نزدیک به چهار سال است که کاملا دور از خانه هستم ودور از آن گربه نشسته در میان نقشه جهان وامروز با حسرت آن را می نگرم و باز علی را صدا می زنم و علی علی گویم و امید دارم که به زودی در خانه، دستان شما را ببوسم و باز هم برای ایرانمان قدم با اراده بردارم.
و باز هم روزتان مبارک باد پدر عزیزم

هیچ نظری موجود نیست: